تبلیغات
استاد شهید ناصر سبحانی - مطالب امامت و ولایت

لا "اله" الا الله

استاد شهید ناصر سبحانی

¯ متن کامل امامت و ولایت

پنجشنبه 25 آبان 1385

توضیح:

کتاب امامت و ولایت در زمان حیات استاد شهید با نام مستعار مولف یعنی ولی الله امامی درستانی منتشر شد آنگاه که در اوج خفقان فکری استاد شهید این کتاب را به منظور تدریس در مراکز علمی نگاشتند اما پس از گذشت سالها نه آن ظلم ظالمان برچیده شده و نه آن ظلمتی را که خفاش صفتانی تاریکی پسند بر ذهن و روان مردمان این دیار مستولی گردانیده اند. باشد که این کتاب  گوشه ای از این چاه ظلمت را روشنی بخشد و حق طلبان را یاری باشد که کهنه لحاف هیولانی تعصب و نابخردی را از سر بفکنند. 

              برای دانلود کتاب امامت و ولایت بر روی عنوان کتاب کلیک کنید   .                      

                                  رحمت خدای بر روان پاک آن عزیز.

نوشته شده در پنجشنبه 25 آبان 1385 و ساعت 10:11 ق.ظ توسط : ماکوان
ویرایش شده در دوشنبه 6 آذر 1385 و ساعت 07:11 ق.ظ



¯ امامت و ولایت

شنبه 4 شهریور 1385

پیشگفتار

روزگاری بود كه: دیدگان را در دیدن آیات خدا در كرانه‌‌ها و در خود، و دل‌ها را در شناخت آن سوی مرزهای میدان بُردِ دیدگان، دستگیری هادی و هادیی دستگیر بود كه از نزد خداوند جهانیان بر قوه شنیدن انسان، فرود آمده بود. تا آنگاه كه بینشی حق، دل‌ها را دگرگون و فروزان كرده؛ رجاها و خوف‌های باطل بیگانه را بیرون رانده و قلمرو درون را از آن رغبت در رحمت و رهبت از ملك(1) خداوند ذی‌الجلال و الاكرام گردانیده بود، ندای چنین كن و چنان مكن بر آن قوه پذیرا فرود آمدن گرفته، شر همچون باطل رخت بربسته، خیر

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1385 و ساعت 09:08 ق.ظ توسط : ماکوان
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ امامت و ولایت

شنبه 20 اسفند 1384

روزگاری بود که دیدگان را در دیدن آیات خدا در کرانه ها و در خود و دلها را در شناخت آن سوی مرزهای میدان برد دیدگان دستگیری هادی و هادیی دستگیر بود که از نزد خداوند جهانیان بر قوه شنیدن انسان فرود آمده بود . تا آنگاه که بینشی حق دلها را دگرگون و فروزان کرده رجاها و خوف های باطل بیگانه را بیرون رانده و قلمرو درون را از آن رغبت در رحمت و رهبت از ملک خداوند ذی الجلال و الاکرام گردانیده بود ندای چنین کن و چنان مکن بر آن قوه پذیرا فرود آمدن گرفته شر همچون باطل رخت بر بسته خیر همچون حق در این پهنه جای گزیده بود و هدایت ربانی نه بر روی صفحات قران های چاپ شده در چاپخانه های بیگانگان بیگانه و آشنایان بیگانه تر بلکه مجسم در بهترین فرد از فرزندان آدم و نیکوترین جمع از جماعتهای زمینیان بود خوشا آن روزگار.

سپس ایامی دیگر آمد که خود باختگان را ساخته و پرداخته های یونان و ایران و هند و چین و دور و نزدیک قافله سالار گشته قوه شنیدن کودن و دیدگان مات و دلهل سرگشته و صحنه به اذهان سفت سدر سپره گردید و پسندید ها با نکوهیده ها در آمیخت و دگرگونی همان و نا اشنا امدن زبان قران و رخسار سیرت فردی و سنت جمعی همان...و چنان شد که الفاظ از قران و معانی از این و آن و ولایت خلعت فلان و و امامت هدیه بهمان گشت... و رخ نمود آنچه که نشایست و شد آنچه که نبایست...

و اکنون... چه دشوار است که -بعنوان نمونه - دستی از غریبی در میدان تحریر مساءله ولایت آنگونه که خدا پسندد قلمی راند یا زبانی از ناخوانده ای بر منبر تبیین مطلب امامت با زبان قران سخنی گوید که وی را جایزه و پاداش خشم از این است و کینه از آن .. پس دستی باید که برای خدا جنبد و زبانی شاید که به رغبت و رهبت غیر او نپیچد. پس با نام وی آغاز کن و قل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم.

توضیح: از آنجایی که این مسئله ها ( ولایت و امامت و متعلقات آن ها ) از مسائل اساسی بوده و آثار اصابه و عدم اصابه در آن ها بسی خطیر است بحث درباره موضوع آنها را جز بر برهان قطعی که قران سلطانش می نامد بنا نباید کرد از این رو ما در این بحث جز به آیات کتاب خدا که بینایان را نور مبین است استناد نخواهیم کرد

والله المستعان

مقدمه

اساس جهان بینی و ارزشهای اسلامی شنخت این حقیقت ربانی است که: الا له الخلق و الامر(الاراف/۵۴). و از آنجایی که همه مسائل اصول و فروع دین از این حقیقت نشات گرفته و بدان پیوسته است بحث از هر مساله ای از مسائل دین در غیر ارتباط با آن از جهل حرکت کردن و به جهل منتهی شدن است. از اینرو ما را چاره ای نیست جز اینکه بحث درباره ولایت و امامت را با ذکر و تبیین این اصل آغاز کنیم:

کار این جهان را خداوند با ریختن طرحی که در آن هر چیزی را اندازه ای بود آغاز کرد سپس به پیاده کردن آن طرح آنگونه که مقرر کرده بود پرداخت.

در آغاز ماده نخستین (یعنی دود ) را پدید آورد سپس با سنتی که بر ذرات -که هر یک را خاصه ای معین و متناسب با خواص دیگر ذرات بخشیده بود- مسلط گردانید. در شش روزگار برای هر یک از آسمانها و زمین و آنچه که میان آنهاست ماده ای با کمیتی معلوم از ماده اصل جدا کرده و بهر یک صورت معینی بخشیده و در هر یک خاصه و قوه ای با اندازه معلوم( که متناسب با خواص سایر آفریده ها و منشا حرکت در مسیری معین و هماهنگ با حرکات آن دیگر ها است ) نهاده و بهر یک را ویژه خود را نموده و در میان حرکتهای آنها هماهنگی برقرار کرد.

در میان خواص و قوای بخشیده شده به اکثر آفریده ها نه خاصه علم- به معنایی که بیان خواهیم کرد- بود و نه قوه اراده از اینرو هر یک از افراد این گروه بدون توانایی شناخت راههای مختلف و برگزیدن آنچه که بایسته و شایسته است سربراه و مسخر بسوی سرانجام خویش به حرکت افتادو بدین صورت هدایت آفریده های بی بهره از علم و ارداده هدایت تسخیری و تکوینی آمد.

لیکن آفریدگانی هم پدید آورده شدند که در میان خواصشان علم و اراده موجود بود.مثلا در تن انسان روحی دمیده شدُکه می تواند با قوه بصر از سنن فرمانروا بر عالم شهادت آنچه را که بدان نیاز است دانسته و با قوه ی قلب یا فواد دست آوردهای بصر را وسیله کسب شناخت ماورای عالم شهادت قرار داده و به جهان بینی بایسته دست یافته و با قوه سمع در صورت پیروی نکردن از هوا ارزشها و بایدها و نبایدها (که در میان آنها و حقایق عالم شهادت و ماورای عالم شهادت رابطه علیت و معلولیت نیست . و در نتیجه شناخت یکی از آن دو از طریق استدلال به دیگری محال است.) و نیز راهنمائی هایی در زمینه استخدام درست قلب و بصر را از آنکه علمش محیط و غیر استدلالیست و نیز بری از هوس میباشد دریافته و پذیرفته. و با خاصه حق انتخاب و قوه اراده از میان جهان بینی حق و جهان بینی های دیگر و ارزشها و باید و نباید های نیکوی زبانی و ارزشها و باید و نباید های دیگر راهی را برگزیند...

نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : ماکوان
ویرایش شده در پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ